دانش مالی رفتاری

دانش مالی رفتاری:

مالی رفتاری که عموماً از آن به عنوان کاربرد روانشناسی در دانش مالی تعبیر می شود ، بویژه پس از" ترکیدن حباب قیمتی سهام شرکتهای تکنولوژی" در مارس 2000، به یک موضوع روز تبدیل شده است.

برای کسانی که نقش روانشناسی را در دانش مالی به عنوان یک عامل اثر گذار بر بازارهای اوراق بهادار و تصمیمات سرمایه گذاران بدیهی میدانند، قبول وجود تردید در مورد اعتبار مالی رفتاری دشوار است.

ظهور پدیده هایی مثل حباب های قیمتی در بازار سهام، وجود نوسانات بیش از حد در قیمت سهام، واکنش بیشتر یا کمتر از اندازه سرمایه گذاران به اطلاعات جدید، در تقابل با نظریه بازار کارآی سرمایه قرار گرفته است. محققین با آزمون فرضیه های بسیاری ، شواهدی را نشان می دهند که اصطلاحاً به آن بی قاعدگی های بازار سهام گفته می شود که شامل خلاف قاعده های بنیادی، خلاف قاعده های تکنیکی و خلاف قاعده های تقویمی است.

خلاف قاعده های بنیادی، بی‌نظمی هایی است که با ارزش گذاری ذاتی سهام بر اساس عوامل بنیادی سازگار نیست.

تحلیل های تکنیکی مدعی است که با مطالعه رفتار قیمتهای تاریخی سهام، می توان قیمتهای آتی را پیش بینی کرد.

خلاف قاعده تقویمی ، نشان دهنده اثرات متفاوت زمان در قیمت و بازده سهام است که معروفترین آن" اثر ژانویه" است که سابقه ای حدوداً 25 ساله دارد. همانگونه که می دانیم تمام این خلاف قاعده ها با نظریه کارآیی بازار ناسازگار است.

در عین حال هنوز بسیاری از دانشگاهیان و حرفه ای های طرفدار مکتب "مالی کلاسیک" بررسی جنبه های رفتاری انسان و تاثیر آن در تصمیمات مالی را به عنوان یک شاخه مستقل مطالعاتی باور ندارند. در طرف مقابل طرفداران دانش "مالی رفتاری" اعتقاد راسخی دارند که آگاهی از تمایلات روانشناختی در عرصه سرمایه گذاری، کاملا ضروری و نیازمند توسعه جدی دامنه مطالعاتی ست.

"دانش« مالی کلاسیکـ » سرمایه گذاران را منطقی می انگارد اما در دانش« مالی رفتاری» آنها نرمال هستند"

«میر استتمن»

"اگر در مورد خودتان شناخت کافی ندارید، بازار سهام جای گرانی برای کسب این شناخت است."

«آدام اسمیت-بازی پول»

 

 

نقش دانش مالی رفتاری برای سرمایه گذاران:

سرمایه گذاران می توانند ازکاربردهای دانش" مالی رفتاری" درموقعیتهای خاص خود به طور گسترده‌ای بهره‌مند شوند."مالی رفتاری"یک مفهوم نسبتا جدید برای سرمایه گذاران و نیز مشاوران سرمایه گذاری است که گاه ممکن است در پذیرش و یا اعتبار آن تردید داشته باشند. افزون بر آن ممکن است مشاوران از طرح پرسش های روانشناسی از مشتریان خود برای پی بردن به تمایلات آنها ، اکراه داشته باشند.

زمانیکه مالی رفتاری در بین فعالان بازار توسعه یابد، سرمایه گذاران مزایای آن را خواهند دید و آنگاه انتظار میرود که درک نحوه تاثیر ابعاد روانشناختی سرمایه گذار بر پیامدهای سرمایه گذاری، بینش های جدیدی فراهم سازد. نتیجه مورد انتظار از برقراری ارتباط مناسب با "مالی رفتاری" برای مشاوران و مدیران پرتفویی است که یک مشاور می تواند متناسب  با اهداف و تمایلات هر سرمایه گذار ایجاد نماید.

تمایلات(سو گیری) رفتاری سرمایه گذار: 

به طور خلاصه تمایلات رفتاری به عنوان"اشتباهات سیستماتیک" در قضاوت تعریف شده است.  برخی نویسندگان از تمایلات رفتاری با عنوان "قواعد سر انگشتی"یاد میکنند، در حالیکه گروهی دیگر آنها را "باورها"،"قضاوت ها" یا ترجیحات" می نامند.

در ذیل تعریف برخی ازاین  تمایلات ارائه شده است.

سوگیری اعتماد بیش از حد به خود(فرا اعتمادی):

افراد هم در مورد توانایی خود در پیش بینی و هم در مورد دقت اطلاعاتی که در اختیار آنها قرار میگیرد، برآوردی بیش از اندازه دارند. همچنین در تخمین احتمالات عملکردی ضعیف دارند و رویدادهایی را که حتمی می دانند، غالبا دارای احتمال وقوع بسیار کمتر از صد در صد است. به طور خلاصه می توان گفت که اغلب مردم خود را از آنچه واقعا هستند، باهوش تر میپندارند و بر این باورند که اطلاعات بهتری نیز در اختیار دارند.  به عنوان مثال وقتی خبر محرمانه ای از یک مشاور مالی بشنوند و یا مطلبی را در اینترنت بخوانند، بلافاصله آمادگی دارند تا بر اساس مزیت اطلاعاتی خود عمل کنند.مثلاً در مورد یک سرمایه گذاری به سرعت تصمیم می گیرند.

همچنین اغلب سرمایه گذاران در مورد قضاوت های خود خیلی مطمئن هستند، ما این نوع را، «فرا اعتماد به اطمینان » می نامیم. به عنوان مثال برای تصمیم سرمایه گذاری در یک شرکت خاص، اغلب انتظار زیان را نادیده می گیرند و بعداً در صورتی که شرکت عملکرد ضعیفی داشته باشد، احساس تعجب یا نارضایتی می کنند. این افراد غالباً معاملات پرحجمی انجام می دهندو صاحب پرتفوهایی هستند که به اندازه کافی متنوع نیست.

 

سو گیری فرا اعتمادی: رفتارهایی که می تواند منجر به اشتباهات سرمایه گذاری شود

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن، توانایی خود را در ارزیابی یک شرکت به عنوان یک سوژه سرمایه گذاری، بیش از حد تخمین می زنند. در نتیجه آنها اطلاعات منفی را که به طور طبیعی علامت هشدار دهنده‌ای است مبنی بر اینکه خرید سهم نباید انجام شود  و اگر خریداری شده باید به فروش برسد، را نادیده می گیرند.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن،در نتیجه این باور که آنها اطلاعات ویژه ای در اختیار دارند(که دیگران ندارند)معاملات پرحجمی را انجام می دهند. تجربه نشان می دهد که انجام معاملات زیاد، غالباً منجر به بازدهی ضعیف در بلند مدت می گردد.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن، عملکرد تاریخی سرمایه گذاری خود را نمی دانندو یا به آن اهمیت نمی دهند، لذا ممکن است ریسک از دست دادن اصل سرمایه خود را کمتر ا واقع برآورد کنند، در نتیجه عملکرد ضعیف و غیر منتظره پرتفوی در انتظار آنان است.

سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن،پرتفوهای غیر متنوعی را در اختیار دارند، از این رو بدون یک تغییر متناسب در ظرفیت ریسک پذیری، ریسک بیشتری را تحمل می کنند. این سرمایه گذاران حتی اغلب نمی دانند آنها ریسکی بیشتر از آنچه ظرفیت و تحمل آن را دارند تقبل کرده اند.

سرمایه گذاران عقلایی صرفاً برای اطلاعاتی هزینه میکنند که مطلوبیت مورد انتظار آنها را افزایش می دهد. سرمایه گذاران بیش از حد مطمئن با انجام معاملات مکرر مطلوبیت مورد انتظار خود را کاهش می هند.